پرندگان جدید زندگی من

یکی از قناری هام یعنی همونی که نر بود و کلی آواز می خوند و دلمون واسش سوخت و رفتیم واسش یه قناری ماده خریدیم!!! فرار کرد و رفت و عشقش رو تنها گذاشت!!!! بی وفایی تا این حد؟؟؟ عجب روزگاری!!!!!

یه کبوتر پیدا کردم که یکی از چشماش آسیب دیده و واسش از داروخانه پماد خریدم و دارم تلاش می کنم خوبش کنم!!!

توی مسجد محله مون، 2 تا یا کریم زندگی می کردن که یه شب موقع نماز دیدم از آسمون داره یه چیزایی می ریزه روی سرمون و فکر کردم توی بهشتیم و... ولی اشتباه می کردم چون متاسفانه یکی از یاکریم ها با پنکه برخورد کرده بود و اونم پرهاش بود که داشت می ریخت روی سر ما!!!

رفتم سراغش که افتاده بود روی زمین! یه زخم بدجور برداشته بود و مرده بود طفلکی!!!

/ 4 نظر / 6 بازدید
ز.خ

هوالحق وای چه نامردی بود تو نمازات دعام کن. تمنای دعای فرج و اقدام منتظرانه.

مهدیه

فکر کنم از دست غرغرها جفتش فرار کرد و سر به بیابون گذاشت[نیشخند][قهقهه]

آنا

عالی موفق باشی

act group

با دو تا مطلب جدید آپیم.[نیشخند][لبخند]